script src="http://blogskin4.persiangig.com/logo-r.js" language="javascript"> script src="http://blogskin4.persiangig.com/logo-l.js" language="javascript"> کج ومعوج ۱۹ ساله (( الله اکبر خامنه ای رهبر)) -

دکتر شریعتی  در کتاب تشیع علوی  ، تشیع صفوی ودر کتاب پدر ومادر ما متهمیم فریاد اعتراضش بلند می شود ، فریاد اعتراض او نسبت به دینی که اموراتش با استخاره می چرخد ، از یک دین راکد که ائمه اش فقط به درد حاجت خواستن می خواهد ، این دین واقعا اعتراض دارد ، اعتراض در جایی که استخاره اش اگر به نفع باشد باید مورد عمل قرار گیرد اگر ضرر باشد کتمان می شود. دینی که از دعاهایش وگریه وزاری وپای نشستن سر سجاده ((سانسورش کردم ، حرفهای مانده در گلو))

جرم ما فقط این است که قرار بود همدیگر را به خاطر دینمان انتخاب کنیم به خاطر دینمان در مسیر زندگی قرار بگیریم وبشویم دو بال برای کبوتر جرم ما این است که میخواهیم اسلام واقعی وسنت وسیره روی ما حکم کند نه عرف

من به گردن خیلی ها فکر میکنم حق دارم از حق همسفری تا حق خواهری ، پس برای خواهرتان که گیر کرده است  وبرای نفر دوم دعا کنید ، دعا کنید ، دعا کنید که این شبهای تلخ جایش را  برایشان خنده بگیرد.


لينک مطلب نوشته:کج ومعوج تاریخ:1388/7/16 ارسال نظر تعداد نظرات: [15]

نظر

02:41, 1388/7/18 .. ارسال شده توسط احمدنوروزی (سايت - ايميل)

به نام خدا
از پست نوشتنتون معلومه ازدواج کردید می خواستم به خاطر همه ی نظراتم یا حرفهام منو ببخشید آبجی! آرزو می کنم با همسر محترمتون زندگی خوشی داشته باشید دعاتون می کنم
دعا کنید خدا قسمت ماهم بکنه
یاعلی گفتیم و عشق آغاز شد
پس علی علی



دعا کن

02:47, 1388/7/18 .. ارسال شده توسط احمدنوروزی (سايت - ايميل)

یادم رفت بگم
آبجی شما که حالا مزدوج شدید دعا کنید خدا هرچه زودتر به من هم قسمت کنه چون من خیلی تنهام و دربی کسی موندم و بدون مونس هستم خیلی احساس تنهایی روم فشار آورده دیگه خسته شدم من که ۱۹ ساله هستم می دونم که می گید زوده ولی من به دلیل زود بزرگ شدن هم از نظر درون بدن و هم از نظر بیرونی پیرترم یعنی بیشتر از سنم رشد کردم واز نظر عقلی از هم سن و سالهایم بزرگترم فکر می کنم یه عارضه ای در بدو تولد من باعث این سندروم شده
برای شما وهمسرتون دعا می کنم و می دونم حالا خدا یه نگاه یگه ای به شما داره پس شما هم منو دعا کنید



نظر

05:39, 1388/7/20 .. ارسال شده توسط خط خطی (سايت - ايميل)

به نام خدا
سلام.
به قول خودت حق داری به گردنمون. ما هم وظیفمون رو انجام میدیم.
دلتو بسپار به خدا.



نظر

03:57, 1388/7/21 .. ارسال شده توسط سارا مسعودی (سايت - ايميل)

شما اشتباه کرده اید اقای نوروزی . هنوز بر سر راه من وشخص ثانی مشکلاتی هست که ما را در سرگردانی تلخی فرو برده
التماس دعا



عیب بزرگ

10:25, 1388/7/21 .. ارسال شده توسط احمدنوروزی (سايت - ايميل)

به نام خدا
این مشکلات چیه؟ (صد البته به من ربطی نداره)
اگر مشکل از خانواده ها است باید شما دونفر اگر واقعا دلتان با یکدیگر است حلش کنید یعنی با پیش قدم شدن نظیر رفتن پیش مشاور و...
در آسیب شناسی این واقعه باید بگم که خانواده ها به دلیل علاقه بیش از حد نسبت به فرزندان خودشان به دنبال ضمانتی برای آینده هستند نظیر مهریه سنگین- تعیین شیربها- یا تامین جهیزیه توسط مرد به جای زن-برگزاری عروسی چند ده میلیونی و....
من پیشنهاد می کنم حتما اگر خانواده های محترمتان با عصبیت بیش از حد دارند تصمیم می گیرند پای مشاور خانواده یا مشاور اجتماعی رو وسط بکشید.
در پایان از خدا می خوام که تمام عاشقان را به حق عاشقی خود خداوند به هم برساند



نظر

10:27, 1388/7/21 .. ارسال شده توسط احمدنوروزی (سايت - ايميل)

به نام خدا
این فوضولی من مثل اینکه تمامی نداره



نظر

12:05, 1388/7/23 .. ارسال شده توسط سارا مسعودی (سايت - ايميل)

الحق خودتان معترفید که ...!
نظر نخواستیم .



سلام

03:41, 1388/7/23 .. ارسال شده توسط متهم (سايت - ايميل)

سلام
امیدوارم تو این راهیکه قدم برداشتی کم نیاری سارا خانم
و همیشه حامیولایت باشی
یا علی



نظر

07:03, 1388/7/24 .. ارسال شده توسط احمدنوروزی (سايت - ايميل)

به نام خدا

الحق خودم هم می دونم خیلی خیلی خیلی فوضولم
این فوضولی توی رشته آشی که تحصیل می کنم به نام پژوهشگری علوم اجتماعی خیلی به دردم می خوره تازه همکلاسی های بیچاره هم از این فوضولی من در امان نیستند یه خانم محترمی هی تو حرف زدن حرفهارو می کشید من بهم برخورد وقتی بهش گفتم چرا؟ گفت چرا شما اینقدر در همه چی نظر می دی من هم گفتم خوب فوضولم دیگه
شما هم به دل نگیرید امیدی به آدم شدنم نیست
دعاتون می کنم شما هم دعا کنید



درد دل

07:16, 1388/7/24 .. ارسال شده توسط احمدنوروزی (سايت - ايميل)

درد دل درد دل
خسته شدم از این زندگی یک نواخت از این نیهیلیسم و بی هدف شدن زندگی ها از این سخت شدن زندگی از این غم نا تمام از این زندگی بی سرپرست از این عمر بی برکت از این امید کاذب از آینده از گذشته از معاصر از ..... دیگه طاقت ندارم دیگه حرفهام تو گلو گیر می کنه دیگه روحیه ی نو ندارم از این رسم زمونه بی زارم.
ببخشید چون من کسی نیست که با اون حرف بزنم و یک دفعه قلبم گرفت مجبور شدم اینجا فریاد بزنم با عرض پوزش



نظر

01:21, 1388/7/24 .. ارسال شده توسط ناشناس (سايت - ايميل)

سلام
دردناكه...ميدونم..چون خودم هم اسير تفكراتم از نوعي ديگه..
من برات دعا ميكنم.تو هم برام دعا كن كه گره مشكل ما هم باز شه...



سلام

03:26, 1388/7/26 .. ارسال شده توسط قطره ای از دریا (سايت - ايميل)

سلام.

اگه امثال تو دختر گل مشکلات و دردها رو لمس نکنه .

کی اینکار رو بکنه ؟!

بار امانت رو خدا رو دوش کی بگذاره ؟



نظر

04:39, 1388/7/30 .. ارسال شده توسط ناشناس (سايت - ايميل)

سلام سارا بانو
وقت شما به خیر
کمک بزرگی به من کردید اگر این پرسش نامه رو که برای پایان نامه ام با موضوع زنان طراحی کردم،پاسخ بدین.
لطف تون رو فراموش نمی کنم.
http://www.cyberwomen.ir/portal/form.html



نظر

04:11, 1388/8/17 .. ارسال شده توسط مهدی نوروزیان (سايت - ايميل)

ضاهرا شد آخرین پپست دوران زندگی...



نظر

08:32, 1388/8/25 .. ارسال شده توسط محمد (سايت - ايميل)

سلام. جالب بود. به وبلاگ ما هم سری بزنید.




Copyright 2008 Download2